کد خبر: 14404 - تاریخ: چهارشنبه، ۲۲ آذر ۱۳۹۱ - ۲:۳۶ ب.ظ

تحلیل شریعتمداری از دور جدید مذاکرات ایران و ۵+۱

خوبان خبر: نگاهی گذرا به پیشرفت ها و دستاوردهای هسته ای کشورمان به وضوح نشان می دهد که تمامی آنچه امروزه داریم را بیرون از چارچوب تحمیلی آژانس و شورای امنیت سازمان ملل به دست آورده ایم

به گزارش خوبان، حسین شریعتمداری در یادداشت روز امروز کیهان نوشت:

 

                                                     گیسو به فریب بافته! 

 

الف: در گلستان سعدی آمده است؛ «یکی گیسوان بافت که علویم و با قافله حجاز به شهر اندر آمد، که از حج همی آیم و شعری به نزد ملک برد، که خود سروده ام. یکی از ندیمان پادشاه که آن سال از سفر دریا آمده بود گفت؛ او را عید اضحی- عید قربان- در بصره دیدم، پس حاجی چگونه تواند بود؟! دیگری گفت پدرش نصرانی است، علوی چگونه باشد؟! و شعرش را به دیوان انوری یافتند»!…

فردا نمایندگانی از آژانس بین المللی انرژی اتمی برای مذاکره درباره پرونده هسته ای کشورمان به تهران می آیند و مذاکراتی را دنبال می کنند که از ده سال پیش آغاز شده و در سطوح مختلف ادامه یافته ولی تاکنون کمترین نتیجه ای در پی نداشته است. بازخوانی فراز و نشیب های طی شده در طول ده سال گذشته و نگاهی به شواهد پیش روی کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که چنانچه از سوی ایران در جغرافیای کنونی مذاکرات تغییری داده نشود، باز هم نتیجه، همان خواهد بود که تاکنون بوده است. یعنی اثبات صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران اسلامی و انکار این واقعیت ملموس و شفاف از سوی حریف، بنابراین از ادامه مذاکرات در این بستر که هیچ ضابطه فنی و حقوقی تعریف شده ای ندارد کدام مقصود مطلوبی را انتظار داریم؟! و چرا باید در میدانی که عرض و طول آن را حریف به میل خود- و نه براساس قوانین و ضوابط پذیرفته شده بین المللی- ترسیم کرده است، به مذاکرات ادامه دهیم؟!

نگاهی گذرا به پیشرفت ها و دستاوردهای هسته ای کشورمان به وضوح نشان می دهد که تمامی آنچه امروزه داریم را بیرون از چارچوب تحمیلی آژانس و شورای امنیت سازمان ملل به دست آورده ایم و اگر قرار بود به شرایط تحمیلی و باج خواهانه حریف در مذاکرات ده ساله تن بدهیم، بایستی تمام فعالیت های هسته ای کشورمان را- درخواست تروئیکای اروپایی در اجلاس لندن- تعطیل می کردیم و تأسیسات هسته ای خود را مانند لیبی- پیشنهاد جک استراو، وزیر خارجه وقت انگلیس و عضو تیم مذاکره کننده تروئیکای اروپایی- با کشتی به آمریکا و اروپا تحویل می دادیم! این فرمول جاری و آزمون شده در معادلات بین المللی را نباید نادیده گرفت که در عرصه بین المللی، سهم هر کس را به اندازه قدرت و اقتدارش می دهند و نه متناسب با میزان چانه زنی در مذاکرات! اکنون باید دید از مذاکرات چه به دست آورده ایم که از ادامه آن – با مختصات کنونی- انتظار داشته باشیم؟!

ب: مذاکره در عرف سیاسی، تعریف پذیرفته شده ای دارد و از آن با عنوان نشست و گفت وگویی یاد می کنند که ترجمه دیگر آن «بده بستان» -TAKE GIVE – است. یعنی هر یک از طرفین مذاکره امتیازی می دهند تا امتیازی بگیرند و اگر غیر از این بود، مذاکره مفهوم و معنایی نداشت. حالا صرفنظر از چالش و مذاکرات ده سال گذشته که در تمامی آنها -بدون استثناء- حریف در پی امتیازگرفتن بوده و حاضر به دادن هیچ امتیازی نبوده است، مروری گذرا بر گزارش اخیر آژانس که روز ۲۶ آبان ۹۱ -۱۷ نوامبر ۲۰۱۲- منتشر شده است نیز به وضوح نشان می دهد «مذاکره» از نگاه حریف فقط یک «بهانه» است و تصمیم ها -بخوانید تحمیل ها- بیرون از اتاق مذاکره طراحی شده و میز مذاکره برای اعلام -باز هم بخوانید ابلاغ!- آن است. به چند نمونه از گزارش یاد شده توجه کنید؛

۱- در مقدمه تمامی گزارش های قبلی- اعم از گزارش های البرادعی یا آمانو- روی بخش نظامی تأکید ویژه و خاص نمی شد، چرا که هیچ نشانه ای از آن نبوده و نیست و تنها اعلام می شد «این گزارش درباره آخرین وضعیت هسته ای ایران است» اما در بند ۳ گزارش نوامبر تأکید شده که «این گزارش درباره ابعاد نظامی احتمالی فعالیت هسته ای ایران است»! یعنی یک گام کینه توزانه و بدون دلیل دیگر به جلو!

۲- در گزارش های قبلی در بخش مربوط به اطلاعات ارائه شده به آژانس درباره ابعاد نظامی احتمالی، حداکثر آن که اعلام می شد این اطلاعات به طور کلی -OVERALL- قابل بررسی است. ولی در گزارش اخیر آمده است «اطلاعات آژانس درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران معتبر است»! و واژه «به طور کلی» حذف شده است!

۳- در گزارش نوامبر، چندبار بر لزوم دسترسی بدون تأخیر به همه سایت ها، تجهیزات، افراد و اسناد، تاکید شده است و در بند ۴ و ۴۱ علاوه بر موارد قبلی، ضرورت دسترسی آژانس به «اطلاعات» و «مواد» هم اضافه شده است! و نکته درخور توجه آن که از قول شورای حکام آمده است «ایران حق هیچگونه پیش شرطی ندارد»! و این در حالی است که ایران مطابق قوانین صریح پادمان، برای اجازه بازرسی پارچین خواستار پرسش های آژانس شده بود که آژانس برخلاف روال قانونی از ارائه آن خودداری ورزیده است. و از سوی دیگر قرار بود برای ادامه مذاکرات چارچوب – MODALITY- مشخصی با توافق طرفین تعیین شود. ولی در گزارش اولا؛ حق قانونی ایران در قبول مدالیته نفی شد، و ثانیا؛ بازرسی از پارچین قطعی تلقی شده است!

۴- در بند یاد شده، به جای واژه «سایت»، واژه «سایت ها» به کار رفته که مفهوم آن اجازه دسترسی بازرسان آژانس به تمامی مراکز نظامی و غیرنظامی جمهوری اسلامی ایران، بدون هیچ استثناء است! و این نه فقط با مفاد NPT و پادمان مربوطه مغایرت دارد، بلکه در صورت پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران نیز درخواست یاد شده، غیرقانونی خواهد بود.

۵- در حالی که مفهوم قانونی و تعریف شده مذاکرات و تعامل طرفین، «امتیاز در برابر امتیاز» یعنی «بده بستان» است، در هیچ بندی از گزارش نوامبر نه فقط اشاره ای نشده که آژانس در مقابل امتیازهایی که مطالبه می کند، چه امتیازی خواهد داد؟ بلکه با قلدری و حالت طلبکارانه، موافقت کشورمان با این موارد باج خواهانه را تکلیف! ایران نیز دانسته است!

۶- آژانس در گزارش خود از واژه «کار ماهوی» -SUBSTANTIVE- استفاده می کند که مفهوم – البته من درآوردی- آن با توجه به مذاکرات قبلی- ۲۰۰۸- آن است که مذاکرات باید به نتیجه ای که آنها از قبل در نظر گرفته اند منجر شود!! آیا وقیحانه نیست؟! یعنی، چنانچه نتیجه مورد نظر آنها به دست نیامد، ماجرا تمام شده نیست و پرونده هسته ای کشورمان کماکان باز خواهد ماند!

۷- در گزارش نوامبر آمده است «آژانس بدون پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران نمی تواند درباره فقدان مواد و فعالیت های هسته ای اعلام نشده تضمین بدهد.» یعنی اینکه، اگر تمامی مراکز نظامی و غیرنظامی خود را نیز برای بازرسی در اختیار آنها قرار دهیم، بازهم آژانس حاضر به بستن پرونده هسته ای ایران نخواهد بود! گفتنی است، پیش از این در یادداشتی با اشاره به مطالبات غیرقانونی آژانس، استدلال کرده بودیم که حداقل زمان مورد نیاز آژانس برای پایان دادن به پرونده هسته ای کشورمان ۲۰۰ سال خواهد بود!

۸- آژانس در حالی بر پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران اصرار می ورزد که اولا؛ مطابق بند مقدماتی پروتکل الحاقی، پذیرش آن الزامی نیست، ثانیا؛ مشروط به تصویب پارلمان است و حال آن که مجلس شورای اسلامی تعامل فراتر از پادمان را با آژانس ممنوع اعلام کرده است.

و اما، نکته جالب توجه آنکه، وقتی به آژانس و شورای امنیت گفته می شود چرا از تأسیسات هسته ای رژیم صهیونیستی که خود به داشتن صدها کلاهک اتمی اعتراف دارد، بازرسی نمی کنید؟ پاسخ آن است که اسرائیل عضو NPT نیست! و متأسفانه هیچگاه مذاکره کنندگان کشورمان به آژانس پاسخ نداده اند که ایران نیز عضو پروتکل الحاقی نیست بنابراین چرا آژانس علاوه بر اجرای پروتکل خواستار دسترسی های فراتر از آن، یعنی بازدید از مراکز نظامی نیز شده و می شود؟! ولی این رویه را در سایر موارد به کار نمی برد. البته گفتنی است که موجودیت رژیم صهیونیستی باید از جغرافیای سیاسی منطقه حذف شود.

۹- در این بندها از گزارش آژانس دقت کنید؛ در بندهای ۴۳ ، ۴۴ و ۴۵، به گزارش I.S.I.S- سایت فنی وابسته به سیا- درباره پارچین استناد می کند و می نویسد بعد از درخواست آژانس برای بازرسی از پارچین، در اطراف ساختمان مورد نظر آژانس در این سایت نظامی فعالیت هایی صورت پذیرفته است و این فعالیت ها باعث می شود که آژانس پس از دسترسی به پارچین هم قادر به «راستی آزمایی» درباره عدم فعالیت هسته ای نظامی در این سایت نباشد!

در این باره گفتنی است؛ آژانس، اولاً در گزارش های قبلی اعلام می کرد «اگر اجازه بازرسی از پارچین داده شود» ولی این بار به جای حرف اضافه «اگر» از کلمه «بعد از» استفاده شده و بازرسی را قطعی تلقی کرده اند!

ثانیا؛ آورده است چون تغییراتی در سایت پارچین داده شده، آژانس بعد از بازرسی هم قادر به اعلام نتیجه نهایی «راستی آزمایی» نخواهد بود! یعنی این که حتی پس از اجازه بازرسی هم، تغییری در ماجرا پدید نمی آید!

پس اینهمه اصرار برای بازدید از مراکز نظامی به چه منظوری است؟! پاسخ را فقط به فقط در این جمله می توان یافت «ارزیابی توان نظامی جمهوری اسلامی ایران»! یعنی دقیقا همان خیانتی که تاکنون درباره سایر مراکز مورد بازرسی مرتکب شده اند.

و درباره گزارش اخیر آژانس گفتنی های فراوان دیگری نیز هست که در محدوده این وجیزه نمی گنجد.

ج- اکنون باید از تیم محترم مذاکره کننده کشورمان که بارها هوشمندی و صلابت آنان اثبات شده است، پرسید، از مذاکره ای که حریف با نقض آشکار مفاد NPT و پادمان مربوطه، نتیجه آن را پیشاپیش اعلام کرده است چه انتظاری دارید؟! و چرا باید به این مذاکره تن داد؟! اگر خروج عزتمندانه از NPT را که مطابق ماده ۱۰ معاهده یاد شده حق مسلم کشورمان است به مصلحت نمی دانید- که به مصلحت است- چرا نباید جغرافیای مذاکره را تغییر داد؟! مثلا؛ این که ادامه مذاکرات مشروط به آن باشد که آژانس، مفاد و بندهای غیرقانونی و باج خواهانه گزارش نوامبر را پس بگیرد.

انتهای پیام/ ن

نظرات بینندگان

نظری ثبت نشده است

  ارسال دیدگاه

  توجه نمایید
  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «خوبان خبر» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • خوبان خبر از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
  • تنها خالی نماندن متن دیدگاه الزامی است.
  • telegram khoobankhabar

    telegram khoobankhabar

    adv ads

    ads ads ads ads