کد خبر: 13584 - تاریخ: سه شنبه، ۱۴ آذر ۱۳۹۱ - ۶:۱۸ ب.ظ

کاش جناب مطهری، مصلحت‌ها را فدای اصرار بر مواضع نمی‌کرد.

خوبان خبر: آیا لزومی داشت که تنها بعد از گذشت چند روز از سخنان رهبری، مجددا این موضوع را عنوان کند؟ آیا ضرورتی وجود داشت که پس از اقدام قابل تحسین نمایندگانی که به توصیه‌ی رهبری گوش فرا داده و از استیضاح رئیس‌جمهور منصرف شدند، این سخن بار دیگر تکرار شود؟

به گزارش خوبان به نقل از بولتن نیوز، محمد پورغلامی: دکتر علی مطهری از آن دست نماینده‌هایی است که نام او در اکثر مواقع با «جنجال» همراه بوده است. کمتر موردی را سراغ داریم که او حرفی زده و آن حرف تبدیل به جنجال نشده باشد.

شاید یکی از دلائل رأی بالای مطهری در انتخابات مجلس نهم نسبت به دوره‌ی قبل وی، و همین‌طور در مقایسه با بعضی از نمایندگان سرشناس دیگر، در همین موضوع نهفته باشد. در جایی که اکثریت نمایندگان سعی می‌کنند تعامل خوبی با مجموعه‌ی دولت داشته باشند و اگر هم نقدی دارند، بر اساس ضوابطی بیان کنند، اگر کسی پیدا شود که رک و پوست‌کنده، انتقادهای خودش را بیان کند، باید هم با اقبال مواجه شود. به هر حال این یک واقعیت است که بخشی از نیروها و جریان‌های سیاسی با دولت احمدی‌نژاد مخالف‌اند و حال، اگر کسی چون علی مطهری را بیابند که بی‌محابا به شخص احمدی‌نژاد نقد می‌کند، به او متمایل خواهند شد. شاید به همین علت است که شخصی چون «عباس عبدی» که احتمالا در وهله‌ی اول، اساسا اعتقادی به شرکت در انتخابات مجلس نهم نداشت، اما به گفته‌ی خود فقط برای آن‌که به مطهری رأی بدهد، بر سر صندوق‌های رأی حاضر شد و تنها به علی مطهری رأی داد و بس.

اگر چه نفس مسأله‌ای به نام «جنجال»، به دلیل آن‌که معمولا تا اندازه‌ای از «عقلانیت» و «منطق» فاصله می‌گیرد، مذموم و ناپسند است اما گاهی مورد استقبال عمومی نیز قرار می‌گیرد. شاید یک وجه آن به دلیل داشتن «هیجان» است. که جنجال‌ها معمولا با هیجانات اجتماعی عجین هستند.

در این بین، قشر خبرنگار هم که معمولا دنبال فرصتی است که از آن برای بُرد رسانه‌ی متبوع خود استفاده کند، عاشق جنجال و شخصیت‌های جنجالی است. معمولا برای رسانه‌ها و خبرنگاران در مرتبه‌ی اول، افراد و گرایش‌های سیاسی آنان مهم نیست، اصل در عالم رسانه مبتنی بر جنجال و هیجان است. پس زنده باد علی مطهری!
البته این جنجال با همه‌ی بدی‌هایی که دارد، برای اشخاص به وجود آورنده‌ی جنجال فوائدی هم دارد. یکی آن‌که این امر موجب می‌شود تا همواره در صدر اخبار قرار بگیرند. به یاد بیاورید آن جمله‌ی منتسب به حلقه‌ی اول احمدی‌نژاد را که وقتی به او گفتند چرا این‌قدر حرف‌های متضاد و متناقض و جنجالی می‌زنی و ممکن است این حرف‌ها موجب «بدنامی» تو شود، لبخندی زد و جواب داد: بدنامی بهتر از بی‌نامی است. این یعنی این‌که به هر قیمتی در چشم بودن و در رأس اخبار نشستن. یک انسان سیاسی برای دوام خود نیازمند آن است که همواره در «رسانه» حضور داشته باشد و چه بهتر که در صدر اخبار نیز بنشیند.
دوم آنکه باعث انحراف افکار عمومی از عملکرد خود، و توجه مردم به موضوعات دیگر خواهد شد. برای مثال طبق آماری که مجلس شورای اسلامی اعلام کرده، علی مطهری جزو آن دسته از نمایندگان تهرانی است که کمترین میزان حضور را در دفتر کار خود، و در نتیجه کمترین میزان ملاقات‌های مردمی و برطرف کردن مشکلات آنان را داشته است. اما تا به حال چند رسانه و روزنامه و خبرگزاری و سایت و… به این موضوع توجه کرده و درباره‌ی این مسأله از او مطالبه کرده است؟ در حالی که می‌دانیم یکی از وظائف اصلی نماینده‌ی یک شهر (که یقینا مقدم‌تر از مسائلی چون استیضاح فلان وزیر و بهمان شخص است) رسیدگی به امور و مشکلات مردم منطقه‌ی تحت پوشش نمایندگی خود است. حال، چرا کسی به این مسأله توجه نمی‌کند؟ به این علت که مطهری توانسته، افکار عمومی را به سمت مسائل دیگری چون استیضاح وزیر و رئیس‌جمهور سوق دهد.
ویژگی دیگر مطهری، اصرار و پافشاری بیش از اندازه‌ی او بر سر مواضع است. البته این‌که کسی بر روی حرفی که زده بایستد کار خوبی است اما آن‌گاه که این پافشاری و اصرار، بیش از اندازه شد، تبدیل به امری غیر ممدوح می‌شود. این موضوع جایی نقص خود را بیشتر نشان می‌دهد که یک «فرد سیاسی» در مواقعی باید به دلیل رعایت «مصلحت» (که من نام آن را عقلانیت سیاسی می‌گذارم)‌ از موضع خود عقب‌نشینی کند.
اما متأسفانه آقای دکتر مطهری در طول عملکرد خود نشان داده در بسیاری از مواقع، اصرارهای بی‌مورد دارد. اصرارهایی که شاید بدون مصلحت‌اندیشی انجام می‌شود. نمونه‌ی دم دستی آن، نطق دو سه روز پیش او است. او بار دیگر به مسأله‌ی استیضاح رئیس‌جمهور اشاره کرد و مجددا خط و نشان‌هایی برای دولت و شخص آقای رئیس‌جمهور کشید. مطهری با اشاره به این‌که در مورد رابطه‌ی نمایندگان با ولی‌فقیه دو دسته نظریه وجود دارد که یکی مبتنی بر اخذ نظر ولی‌فقیه و دیگری مبتنی بر عملکرد بر مبنای تشخیص شخصی است بیان کرد:
«بینش اول به نظر اینجانب مضر به حال انقلاب است و به استقلال مجلس و اصل ولایت فقیه آسیب می‌رساند. این بینش مؤید نظر مخالفان نظام است که می‌گویند مجلس در جمهوری اسلامی، فرمایشی و صرفا یک نمایش دموکراسی است و قادر به انجام کارهای اساسی نیست. اما بینش دوم موجب استقلال مجلس و اقتدار اصل ولایت‌فقیه و اعتماد بیشتر مردم به نظام و مفید این معناست که میان نهادهای حکومتی از یک طرف و ملت از طرف دیگر هیچ مطلب محرمانه و پشت پرده ای وجود ندارد، هر نهادی وظیفه خود را انجام می‌دهد و در صورت اختلاف‌نظر در یک مسئله حیاتی، آنچه که فصل‌الخطاب و پایان‌دهنده است نظر رهبری است.»
وی سپس ادامه داد:
«از نمایندگان محترم درخواست می‌کنم درباره این مسئله که در کیفیت کار آنها بسیار مؤثر است بیندیشند و اگر اینجانب را بر خطا می‌بینند تذکر دهند. سخنان رهبر گرانقدر انقلاب درباره مجلس و از جمله سخن اخیرشان، بینش دوم را تأیید می‌کند. ایشان نه خواهان مجلسی مانند مجلس ششم هستند که گاهی از حکم حکومتی تمرد می‌کرد و نه خواهان یک مجلس فرمایشی و بدون ابتکار عمل که صرفا دکوری برای نمایش دموکراسی باشد و ناتوان از انجام کارهای اساسی.
بنابراین ما نمایندگان باز هم براساس مصالحی که خود تشخیص می‌دهیم به وظایف خویش عمل می‌کنیم و دولت احساس نکند که با این دستور رهبری در حاشیه امن قرار گرفته و هرطور عمل کند، تا آخر دوره‌اش از اقدام نظارتی مؤثر مجلس مصون است. ما ضمن حمایت از اقدامات درست دولت، هرجا احساس کنیم که باید وزیری را استیضاح کنیم استیضاح می‌کنیم و هرجا احساس کنیم که باید درباره موضوع دیگری از رئیس‌جمهور سؤال کنیم سؤال می‌کنیم و حتی اگر احساس کنیم که باید رئیس‌جمهور را استیضاح کنیم استیضاح می‌کنیم.»
در این سیاهه، قصد نقد دو دیدگاه فوق را ندارم، غرض ذکر مثالی بود برای آن‌که اصرار بیش از اندازه‌ی مطهری را بر سر یک موضوع بیان کنم. آیا دکتر مطهری، پیش از این، به این موضوع اشاره نکرده بود؟ (برای مثال در برنامه دیروز، امروز، فردا) آیا لزومی داشت که تنها بعد از گذشت چند روز از سخنان رهبری، مجددا این موضوع را عنوان کند؟ آیا ضرورتی وجود داشت که پس از اقدام قابل تحسین نمایندگانی که به توصیه‌ی رهبری گوش فرا داده و از استیضاح رئیس‌جمهور منصرف شدند، این سخن بار دیگر تکرار شود؟
جمله‌ی رهبر انقلاب مبنی بر توقف طرح سؤال از رئیس‌جمهور که دیگر آن‌قدر شفاف و صریح بود که به قول آقای مطهری نیازمند «نیت‌خوانی» هم نباشد. رهبری به صراحت بیان کردند که ادامه‌ی این کار همان چیزی است که دشمن می‌خواهد. پس چرا دوباره جناب مطهری به این موضوع اشاره کرده و مجددا طرح این مسأله را در فضای رسانه و افکار عمومی کلید زدند؟ آیا این همان لجاجت و اصرار بیش از اندازه‌ای نیست که بدان اشاره شد؟
البته نویسنده بر خلاف بعضی از دوستان به هیچ‌وجه دنبال نیت‌خوانی از رفتارهای دکتر علی مطهری نیست. و اتفاقا باز هم بر خلاف تحلیل‌ها به نظر نمی‌رسد که وی نیّات بدی داشته باشد. مسلّما او کسی است که دلسوز انقلاب است و به آنچه تکلیف می‌پندارد عمل می‌کند. اما بحث بر سر مراعات کردن همان مصالحی است که خودش هم به آن اشاره کرده. در حقیقت یکی از وجوه تفاوت یک فرد سیاسی کارکُشته با تازه‌کار در همین رعایت مصالح نهفته است. و کاش جناب مطهری، مصلحت‌ها را فدای اصرار بر مواضع نمی‌کرد.

نظرات بینندگان

نظری ثبت نشده است

  ارسال دیدگاه

  توجه نمایید
  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «خوبان خبر» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • خوبان خبر از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
  • تنها خالی نماندن متن دیدگاه الزامی است.
  • telegram khoobankhabar

    telegram khoobankhabar

    adv ads

    ads ads ads ads